Savalan Sesi

گزارش تفصیلی: آذربایجان خود را برای برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری آماده می کند

سه‌شنبه ٣۰ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۹ فوريه ۲۰۰٨

روند رو به رشد مرگ و زوال بسیاری از زبانها یونسکو را بر آن داشت تا روز 21 فوریه را بنام روز بین المللی زبان مادری اعلام کند. در سال 1999 سی امین نشست یونسکو که اتفاقا جمهوری اسلامی ایران نیز در آن حضور داشت، برگزار گردید. در این نشست نماینده جمهوری اسلامی بر سندی امضا نهاد که آن سند روز 21 فوریه (دوم اسفندماه) را بعنوان روز بین المللی زبان مادری می شناخت و دولتهای امضا کننده را ملزم می داشت تا نسبت به گرامیداشت این روز اهتمام ورزیده و با در نظر گرفتن امکانات آموزشی و پژوهشی گسترده از مرگ زبانهای مادری انسانها در هرجای این کره خاکی ممانعت بعمل آورند. اما درحالیکه 9 سال از آن تاریخ می گذرد، نه تنها دولت جمهوری اسلامی کوچکترین اقدامی در راستای گرامیداشت این روز انجام نداده است، بلکه با نگاهی امنیتی به مسئله کسانی را که با برگزاری مراسم قصد گرامیداشت آن را داشته اند به پان ترکیسم متهم و به حبسها و شکنجه های طولانی مدت محکوم نموده است. بازداشت فعالان شناخته شده زنجانی سعید و علیرضا متین پور، جلیل غنی لو، لیلا حیدری و بهروز صفری در این راستا قابل ارزیابی است. علاوه بر این افراد تعداد زیادی از فعالان فرهنگی و مدنی آذربایجان به جرم اعتراض به سیاست تبعیض زبانی هم اینک در زندان بسر می برند.

اگرچه آذربایجان در بایکوت شدید خبری رسانه ها و سایت اینترنتی مخالف و موافق حکومت قرار دارد اما با تمامی اوضاع و احوال ظاهرا ملت آذربایجان قصد دارد بهر نحو ممکن اعتراضاتی را به همین مناسبت برگزار نماید. در روزهای اخیر خبرهای بسیاری در این زمینه از سوی منابع آذربایجانی منتشر گردیده است. وبلاگ اورمو نیوز در خبری اعلام نمود که تظاهرات گسترده ای بمناسبت گرامیداشت روز مادری در ارومیه برگزار خواهد گردید. این وبلاگ با انتشار تصویر اعلامیه ای به زبان ترکی که از سوی فعالین آذربایجانی خطاب به مردم ارومیه بود از آنان خواسته است که در عصر روز پنجشنبه دوم اسفند ماه با تجمع در تقاطع عطایی- امام و با حرکت در مسیر خیابان امام در مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی به تحصن اعتراضی بپردازند.

از سوی دیگر اویرنجی نیوز دو نامه سرگشاده از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل را که بمناسبت روز جهانی زبان مادری خطاب به مدیرکل صدا وسیمای استان اردبیل و دبیرکل کمسیون ملی یونسکو در ایران نوشته شده است را منتشر نمود. در این دو نامه این انجمن از بی توجهی صدا و سیما و کمیسیون ملی یونسکو به روز زبان مادری گلایه نموده است. در قسمتی از نامه انجمن به دبیر کمسیون ملی یونسکو چنین آمده است: چرا تاکنون هیچ برنامه ای برای گرامیداشت این روز و حتی اطلاع رسانی عمومی از طریق صدا و سیما که خود را رسانه ملی عنوان نموده در مورد روزجهانی زبان مادری صورت نگرفته است؟

در پایان نامه ی خطاب به کمسیون ملی یونسکو آمده است: چرا کمیسیون ملی یونسکو فقط در جهت ترفیع زبان فارسی تلاش می نماید؟ چرا شورای عالی کمسیون ملی یونسکو جهت درج روز جهانی زبان مادری در تقویم سالیانه و اطلاع رسانی از طریق صدا و سیما نسبت به وجود چنین روزی اقدام نمی نماید؟

همچنین این انجمن خطاب به مدیرکل صدا وسیما نوشته است: صدا وسیمای استانی اردبیل از بدو تاسیس سال 79 تاکنون کدامین برنامه ها را برای حفظ و حراست و ترفیع زبان ترکی آذربایجانی که زبان مادری کودکان اردبیلی است، تهیه و پخش کرده است؟ به جرات می توان گفت صدا و سیمای اردبیل همگام با صدا و سیمای سراسری در صدد محو و نابودی فرهنگ و زبان ترکی آذربایجانی است. اگر این گونه نیست چرا برنامه هایی که روزانه برای کودکان و نوجوانان اردبیل که از ساعت 16 بعد از ظهر و بمدت 45 دقیقه از این شبکه پخش می شود بزبان شیرین فارسی! است؟ آیا زبان مادری کودکان اردبیلی فارسی است؟ چنین برنامه هائی با کدامین اهداف شوم و با استفاده از کدامین بیت المال تهیه و پخش می گردد؟ صدا و سیمای اردبیل برای گرامیداشت 21 فوریه (دوم اسفند) روز جهانی زبان مادری چه برنامه ای تدارک دیده است؟ با توجه به نام گذاری سال 2008 به عنوان سال بین المللی زبانها از سوی یونسکو کدامین برنامه از سوی صدا وسیمای اردبیل برای حفظ و حراست از زبان ترکی آذربایجانی تدارک دیده شده است؟

از سوی دیگر اویرنجی نیوز نوشت که اعلامیه های گسترده ای در سطح شهر تبریز پخش گردیده که از مردم این شهر می خواهد در مراسم روز زبان مادری شرکت کنند. بنا به گزارشهاي رسيده از سطح شهر تبريز دهها هزار اعلاميه در دعوت از مردم تبريز براي شركت در تظاهرات روز جهاني زبان مادری در سطح شهر پخش گرديده است. اين بيانيه ها كه به دو زبان توركي و فارسي تنظيم گرديده از مردم تبريز دعوت نموده روز پنجشنبه مصادف با روز جهاني زبان مادري در بازار قاباغي تجمع نموده و با تظاهرات گسترده به طرف اداره آموزش و پرورش حركت نمايند.

در پی اعلام این خبر اویرنجی نیوز نوشت که نیروی انتظامی در ارومیه تا روز 9 اسفند بحال آماده باش کامل در آمده است. گزارش های موثق از شهر های مختلف حکایت از آن دارد که مقامات سیاسی و امنیتی دستورات ویژه ای را برای نیروی انتظامی، نیروی ضد شورش، نیروی بسیج مقاومت و اداره اطلاعات جهت مقابله با تظاهرات احتمالی مردم آذربایجان در روز ۲ اسفند صادر کرده اند. بنابر این گزارشها شورای تامین استان در ادارات استانداری های آذربایجان شرقی، آذربایجانغربی، اردبیل و زنجان تشکیل یافته و دستور آماده باش کامل برای نیروهای انتظامی و امنیتی از روز ۲۸ بهمن تا ۹ اسفند ماه صادر شده است. همچنین اورمو نیوز گزارش داده است، دست کم چهار فعال ملی گرا در این شهر بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات واقع در شهرچای ارومیه انتقال یافته است. تاکنون از هویت بازداشت شدگان خبری مخابره نگردیده است. در تبریز نیز نیروهای اطلاعاتی تبلیغات گسترده ای را در شبکه استانی سیما به راه انداخته اند. اداره کل اطلاعات استان آذربایجان شرقی با نصب بیلبوردهائی از مردم خواسته است ضمن تماس با شماره 113 هر گونه تحرک فعالان آذربایجانی را گزارش دهند.

از شهر زنجان نیز خبر می رسد که فعالان ملی با توزیع هزارن اعلامیه و سی دی از مردم زنجان خواسته اند که در پارک سبزه میدان زنجان روز زبان مادری را در متانت و آرامش کامل برگزار کنند. اما علیرغم اینها عصر روز جمعه 26 بهمن ماه شهرام اله مرادی مدرس زبان استانبولی حین توزیع اعلامیه هایی بمناسبت روز زبان مادری توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال یافته است. وزارت اطلاعات به خانواده شهرام در مورد هرگونه خبر رسانی هشدار داده است.

خبرنگار ساوالان سسی نیز گزارش نموده است که وزارت اطلاعات با فراخوانی بسیاری از فعالین ملی گرا در شهرهای تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل به ستاد خبری این وزارتخانه در شهرهای مختلف آذربایجان از آنان خواسته است که از هرگونه تجمع بمناسبت روز زبان مادری خودداری کنند.

در بین فعالان جنبش دانشجوئی آذربایجان نیز آمادگی برای برگزاری مراسم روز دوم اسفند فزونی گرفته است. پیش از این اویرنجی ارگان جنبش دانشجوئی آذربایجان در یادداشتی تحلیلی که بزبان ترکی منتشر گردیده، خواست ملت و دانشجویان آذربایجانی مبنی بر برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران را برگشت ناپذیر تلقی نموده است. در این یادداشت گفته می شود مسئله زبان برای ملت و روشنفکران آذربایجان مسئله شرف و حیثیت بوده و عزم ملت آذربایجان برای دستیابی به حقوق ملی و مدنی خود جدی تر از تصور شونیسم فارس است. همچنین در این یادداشت از ملت و دانشجویان آذربایجان خواسته شده که با فداکاری تمام بهر نحو ممکن در اعتراضات شرکت نموده و صدای مظلومیت ملت آذربایجان را به گوش جهانیان برسانند. در این یادداشت بر مدنی و صلح آمیز بودن هر نوع تجمع اعتراض آمیزی تاکید شده است.

همچنین بنا به خبر اویرنجی ارگان جنبش دانشجوئی آذربایجان هزاران پوستر تبلیغاتی به همین مناسبت بین دانشجویان تورک در سراسر دانشگاههای کشور بصورت غیر رسمی توزیع گردیده است. همچنین نشریه دانشجوئی اینام در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی بمناسبت روز زبان مادری ویژه نامه ای منتشر نموده است.

خبرنگار اویرنجی نیوز از دانشگا تبریز خبر می دهد که فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز در آستانه روز جهانی زبان مادری و در سالی که از سوی یونسکو به نام سال زبان های مادری نامگذاری شده است با چاپ نشریه های متعدد به استقبال این روز رفتند. از جمله نشریات چاپ شده در آستانه این روز میتوان به "چیلتیک" ویژه نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز که حاوی موضوعاتی همچون هویت، زبان مادری، روز جهانی زبان مادری و... است، اشاره نمود. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز نیز دو نشریه با نام های "سهند" و "سهند آغیرلاما توره نی" به چاپ رساندند. "سهند" حاوی مطالبی از قبیل آتلار سوزو، آذربایجان موسیقی سی، شعر، سوزلوک و بهرنگی نین بالاجا قارا بالیق ناغیلی و ... می باشد. ویژه نامه "سهند آغیرلاما توره نی" به یاد انجمن ادبی سهند و مراسم بزرگداشت روز جهانی زبان مادری شامل مجموعه مقالاتی در خصوص زبان مادری و اهمیت آن در جهان امروز می باشد.

تهیه و تنظیم: احسان تبریزلی فعال دانشجوئی و حقوق بشر در آذربایجان

http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=1633

ادامه مطلب ...

با نزدیک شدن به "روز جهانی زبان مادری" جو نظامی و امنیتی در شهرهای آذربایجان حاکم شده است

سه‌شنبه ٣۰ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۹ فوريه ۲۰۰٨

ساوالان سسی : بنا به گزارشات رسیده چند روز مانده به دوم اسفند " روز جهانی زبان مادری" شهرهای آذربایجان در جو شدید امنیتی نگه داشته شده اند.

به گزارش خبرنگار "ساوالان سسی" از اردبیل نیروهای امنیتی و انتظامی این شهر در آماده باش بسر می برند

ماموران با گشت موتوری و پیاده در سطح شهر جو رعب و وحشت را حاکم کرده اند.

اغلب فعالین آذربایجانی تحت کنترل قرار دارند.اداره اطلاعات چند تن از فعالین فرهنگی را به ستاد خبری اداره اطلاعات اظهار و تهدید کرده که حق شرکت در تجمع روز جهانی زبان مادری را ندارند.

بر اساس همین گزارش اکثر فعالان دانشجویی را نیز به بهانه های مختلف تحت فشار قرار داده و به آنها گفته می شود در این مدت مراقب حرکات خود باشند.

از سوی دیگر از شهرهای اورمیه و زنجان خبر می رسد چند فعال آذربایجانی توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و به بازداشتگاهای اطلاعات منتقل شده اند. اسامی دقیق بازداشت شدگان هنوز مشخص نشده است.

خاطرنشان می شود سال گذشته همزمان با روز جهانی زبان مادری تجمعات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربایجان برگزار شد شماری از فعالان در این شهرها دستگیر شدند که بسیاری از آنها پس از گذراندن چند روز در بازداشتگاه‌های موقت محلی آزاد شدند. درپی این دستگیری‌ها، عفو بین الملل بیانیه‌ای در این زمینه صادر و نگرانی خود را از وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران ابراز کرد.

ادامه مطلب ...

در آستانه روز جهانی زبان مادری: آغاز بازداشتها در ارومیه

دوشنبه ۲۹ بهمن ۱٣٨۶ - ۱٨ فوريه ۲۰۰٨

اورمونیوز: در آستانه روز جهانی زبان مادری (دوم اسفند) دست کم چهار نفر در شهر اورمیه توسط نیروهای اطلاعات دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات واقع در شهرچای اورمیه منتقل شده اند. اسامی بازداشت شدگان هنوز مشخص نشده است.

به گزارش خبرنگار اورمونیوز٬ در روزهای اخیر٬ مأموران نیروی انتظامی و لباس شخصی در ساعات بعد از ظهر و در حوالی پنجراه٬ ایالت و خیابانهای امام٬ عطایی و خیام اورمیه حضور وسیعی داشته اند.

همچنین بنا به اخبار رسیده از شهر مختلف آذربایجان٬ اعلامیه های فراخوان برای تظاهرات آرام در دوم اسفند٬ از سوی فعالین ملی آذربایجان در سطح شهرها به صورت گسترده ای پخش می شود.

گزارش های موثق از شهر های مختلف حکایت از آن دارد که مقامات سیاسی و امنیتی دستورات ویژه ای را برای مقابله نیروی انتظامی، نیروی ضد شورش، نیروی بسیج مقاومت و اداره اطلاعات با تظاهرات احتمالی مردم آذربایجان در روز ۲ اسفند صادر کرده اند. بنابر این گزارشها شورای تامین استان در ادارات استانداری های آذربایجان شرقی و آذربایجانغربی تشکیل یافته٬ و دستور آماده باش کامل برای نیروهای انتظامی و امنیتی روز ۲۸ بهمن تا ۹ اسفند ماه داده شده است.

لازم به ذکر است که در دوم اسفند ۱۳۸۵ اعتراضات بسیار گسترده ای در شهرهای تبریز٬ نقده (سولدوز)٬ اورمیه٬ زنجان٬ قوشاچای (میاندوآب)٬ اردبیل٬ قم٬ شبستر٬ خوی٬ مشکین شهر(خیاو) و ... صورت گرفت. در نتیجه این اعتراضات دست کم دویست نفر در شهرهای مختلف آذربایجان بازداشت و در محاکم قضایی به حبس، شلاق، جزای نقدی و ممنوعیت قلم محکوم شدند.

ادامه مطلب ...

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان بار دیگر آغاز به کار کرد

دوشنبه ۲۹ بهمن ۱٣٨۶ - ۱٨ فوريه ۲۰۰٨

خبرنامه اميرکبير: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان از ۲۰ بهمن به طور رسمی فعالیت‌ خود را آغاز کرد.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان ضمن اعلام این خبر گفت: در تاریخ ۲۰ بهمن، هیات نظارت به صورت کتبی نظر موافق خود را برای تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان اعلام کرد.

واحدی افزود: دفتر، انبار و اساسنامه‌ به صورت مهر شده به انجمن تحویل داده شده است و انجمن شروع به کار کرده است. در حال حاضر ۷ عضو هیات موسس فعالیت خواهند کرد و اردیبهشت ماه انتخابات انجمن برگزار خواهد شد.

مددی، معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان، در همین رابطه گفت: اعضا هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه زنجان برای آغاز فعالیت درخواست دادند و هیات نظارت دانشگاه در جلسات متعددی اساسنامه انجمن را مورد بررسی قرار داده و تایید کردند. به انجمن اسلامی به صورت کتبی برای برگزاری انتخابات مجوز داده شده است.

ادامه مطلب ...

آزادی "منصور جدی" فعال سیاسی آذربایجانی از زندان اردبیل

دوشنبه ۲۹ بهمن ۱٣٨۶ - ۱٨ فوريه ۲۰۰٨

ساوالان سسی: بنا به گزارشات رسیده به " ساوالان سسی" منصور جدی از فعالان سیاسی با سابقه در اردبیل که از تاریخ ۱۰ آذر ماه امسال در زندان اردبیل به سر می برد٬ با اتمام دوره حبس خود دیروز یکشنبه ۲۸ بهمن۱٣٨۶ از زندان آزاد شد.

جدی در جریان اعتراضات مهر ماه سال ۱۳۸۵ ملت آذربایجان در اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس آذربایجان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و از سوی شعبه یکصد و پنجم ( ۱۰۵) دادگاه عمومی عمومی اردبیل، بجرم تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به تحمل ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

منصور جدی که کارمند بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی اردبیل؛ جانباز ۳۵ در صد جنگ ایران و عراق است بمدت نه سال نیز درعراق بعنوان اسیر جنگی زندانی بوده است.

ادامه مطلب ...

در آستانه روز جهانی زبان مادری: نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل به دبیرکل یونسکو در ایران

اویرنجی نیوز: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل طی نامه ای به دکتر سعید آبادی دبیرکل کمسیون ملی یونسکو در ایران به بی توجهی این کمیسیون، دولت و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در گرامیداشت روز جهانی زبان مادری علیرغم رای مثبت ایران به نامیدن روز دوم اسفند بعنوان روز زبان مادری اعتراض نمود.

در این نامه انجمن اسلامی دانشجویان اردبیل خواهان توجه بیشتر دبیرکل یونسکو به مصوبه های این سازمان در ایران نمود. در قسمتی از این نامه آمده است:

با توجه به اینکه ایران نیز در سی امین نشست عمومی یونسکو در سال 1999 به نامگذاری روز 21 فوریه بعنوان روز جهانی زبان مادری رای مثبت داده است، ولی با گذشت 9 سال از اعلام روز جهانی زبان مادری هیچ گونه اقدامی نه از سوی کمیسیون، صدا و سیما و حتی دولت ایران برای گرامیداشت این روز صورت نگرفته و حتی روز جهانی زبان مادری در تقویم نیز درج نگردیده است!

در قسمت دیگری از این نامه آمده است: چرا تاکنون هیچ برنامه ای برای گرامیداشت این روز و حتی اطلاع رسانی عمومی از طریق صدا و سیما که خود را رسانه ملی عنوان نموده در مورد روزجهانی زبان مادری صورت نگرفته است؟

در پایان این نامه خطاب به کمسیون ملی یونسکو آمده است: چرا کمیسیون ملی یونسکو فقط در جهت ترفیع زبان فارسی تلاش می نماید؟ چرا شورای عالی کمسیون ملی یونسکو جهت درج روز جهانی زبان مادری در تقویم سالیانه و اطلاع رسانی از طریق صدا و سیما نسبت به وجود چنین روزی اقدام نمی نماید؟

ادامه مطلب ...

در آستانه روز جهانی زبان مادری: نامه انتقادآمیز انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل به صدا و سیما

اویرنجی نیوز: در آستانه روز جهانی زبان مادری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اردبیل طی یک نامه انتقاد آمیز به ریاست صدا و سیمای استان اردبیل از بی توجهی صدا و سیما به زبان تورکی، زبان مادری میلیونها تورک آذربایجانی در صدا و سیما اعتراض نمود.

این نامه که در مورخه 28 بهمن ماه و خطاب به آقای قدیمی مدیر کل صدا و سیمای استان اردبیل نوشته شده است، بازتاب گسترده ای بین دانشجویان داشت. در مقدمه این نامه ابتدا ضمن تشریح فلسفه نامگذاری روز 21 فوریه دوم اسفندماه بعنوان روز جهانی زبان مادری از سوی سازمان یونسکو و اهمیت گسترده زبان مادری، از بی توجهی به این روز و زبان تورکی در صدا وسیما شدیدا انتقاد شده است.

در قسمتی از این نامه آمده است:

صدا وسیمای استانی اردبیل از بدو تاسیس سال 79 تاکنون کدامین برنامه ها را برای حفظ و حراست و ترفیع زبان ترکی آذربایجانی که زبام مادری کودکان اردبیلی است، تهیه و پخش کرده است؟ به جرات می توان گفت صدا و سیمای اردبیل همگام با صدا و سیمای سراسری در صدد محو و نابودی فرهنگ و زبان ترکی آذربایجانی است. اگر این گونه نیست چرا برنامه هایی که روزانه برای کودکان و نوجوانان اردبیل که از ساعت 16 بعد از ظهر و بمدت 45 دقیقه از این شبکه پخش می شود بزبان شیرین فارسی! است؟ آیا زبان مادری کودکان اردبیلی فارسی است؟ چنین برنامه هائی با کدامین اهداف شوم و با استفاده از کدامین بیت المال تهیه و پخش می گردد؟ صدا و سیمای اردبیل برای گرامیداشت 21 فوریه (دوم اسفند) روز جهانی زبان مادری چه برنامه ای تدارک دیده است؟ با توجه به نام گذاری سال 2008 به عنوان سال بین المللی زبانها از سوی یونسکو کدامین برنامه از سوی صدا وسیمای اردبیل برای حفظ و حراست از زبان ترکی آذربایجانی تدارک دیده شده است؟

رونوشتی از این نامه به صدا وسیمای مرکز، اداره آموزش و پرورش و مطبوعات سراسری ارسال گردیده است.

ادامه مطلب ...

برگزاری تجمع به مناسبت «روز جهانی زبان مادری» در شهرهای آذربایجان

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

از زمانی که یونسکو روز 21 فوریه (دوم اسفند) را به عنوان روز جهانی زبان‌ مادری اعلام کرد، آذربایجانی‌های ایران کوشیده‌اند تا آنجا که می‌توانند این مناسبت را جشن بگیرند.

سال گذشته تجمعات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربایجان برگزار شد شماری از فعالان در این شهرها دستگیر شدند که بسیاری از آنها پس از گذراندن چند روز در بازداشتگاه‌های موقت محلی آزاد شدند. درپی این دستگیری‌ها، عفو بین الملل بیانیه‌ای در این زمینه صادر و نگرانی خود را از وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران ابراز کرد. (1)

امسال نیز علیرغم تشدید سیاستهای سرکوبگرانه ی دستگاههای قضایی و نیروهای امنیتی ایران در مقابل حرکت ملی آذربایجان و مطالبات آن فعالان آذربایجانی اعلام کرده اند به مناسبت روز جهانی زبان مادری تجمعات اعتراض آمیزی را دوم اسفندماه در شهرهای مختلف آذربایجان برگزار خواهند کرد.

فعالین آذربایجانی می گویند قصد دارند با این تجمع و با توسل به شیوه های مسالمت آمیز و مدنی اعتراض خود را مبنی بر ممنوعیت فراگیری و تدریس زبان ترکی در ایران را به گوش مسئولان حکومتی و جهانین برسانند.

استفاده از زبان و ادبیات ترکی در رادیو و تلویزیون و آموزش آن در مدارس از عمده‌ترین خواست‌های فعالان آذربایجانی است. گرچه برابر قانون اساسی ایران استفاده از زبان‌های محلی در مدارس و رسانه‌ها مجاز شمرده شده است، ولی دولت مرکزی از اجرای این قانون سر باز می‌زند.

فاخته زمانی مدافع حقوق بشر آذربایجانی می گوید:

«آذربايجانی های ايران خواستار حقوقی در امور فرهنگی و زبان، از جمله حق تحصيل و آموزش به زبان مادری هستند. اما مقامات ايرانی به کسانی که در پی ترويج هويت فرهنگی آذربایجانی هستند، به ديده سوء ظن می نگرند و آنان را توقيف، شکنجه و محکوم به حبس می کنند.»

دولت حاکم همگام با محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت کرده است. در بسیاری موارد این مخالفتها با کشتار و زندانی کردن افراد با برچسب جدایی طللبی و تفرقه افکنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز به رفتار خشن و سرکوب گرانه خلاصه نمی شود بلکه این رویکردها در فرهنگ حاکم جامعه نهادین شده است و به صورت تحقیر و تمسخر ملیتهای غیر فارس خصوصا آذربایجانیها بیشتر از طریق بیان جوک و لطیفه های روزمره حتی در میان روشنفکران فرهنگ حاکم بازتاب می یابد.

فعالان آذربایجانی با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند.

رعایت حقوق اساسی ملل ساکن در ایران، بویژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نیز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ایران به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زیر یادآوری می‌کنیم:

«دولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که حقوق شناخته‌شده در این میثاق را در باره‌ی کلیه‌ی افراد مقیم در قلمرو و تابع حاکمیت‌شان بدون هیچ‌گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده‌ی دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب و سایر وضعیت‌ها محترم شمرده و تضمین کنند.»

«هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچکس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.»

* «هیچکس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

فعالین حرکت ملی آذربایجان براي تحقق موقعيت حقوقي شان به هر اقدام مسالمت آميزي دست زده اند تا در عرصه علني ديده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاري کارگاه و سمينار و تجمعات مسالمت آميز، از تشکيل جمع هايي چون هم انديشي ملیتها، حرکت هاي جهاني ، و صلح، و... تا جمع آوری امضا براي اجرای قوانین معتل مانده، و... سعي و انديشه وافر به کار برده اند تا هريک به شيوه خود فضاي کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب هاي زيادي که لاي چرخ حرکت شان گذاشته مي شود، هزينه پرداخته و تغيير روش مي دهند. افراد زيادي را به اتهامات گوناگون دستگير کرده و برايشان پرونده سازي کنند.

بی شک بی توجهی حاکمیت به مسایل ملی و استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد.

1- http://www.amnestyusa.org/news/document.do?id=ENGMDE130202007

ادامه مطلب ...

دعوت به اعتراضات روز جهانی زبان مادری، پنجشنبه دوم اسفند

شنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۶ فوريه ۲۰۰٨

اورمونیوز:
براساس گزارشهای رسیده از شهرهای مختلف آذربایجان فعالین سیاسی در این شهرها برای برگزاری اعتراضات خیابانی روز دوم اسفند (روز جهانی زبان مادری) آماده می کنند. طبق اخبار رسیده از شهرهایی مانند زنجان، تبریز، مشکین شهر (خیاو) CD و اعلامیه های گوناگونی در این مورد پخش شده است.

در شهر اورمیه نیز از چند روز پیش بر فعالیتهای تبلیغی افزوده شده و فعالین حرکت ملی آذربایجان در اورمیه با پخش هزاران برگ اعلامیه در منازل ضمن تبریک روز جهانی زبان مادری مردم را برای پیوستن به اعتراضات فراخوانده اند. در این اعلامیه از مردم اورمیه خواسته شده است روز دوم اسفند با حضور در تقاطع عطایی- امام و با حرکت در مسیر خیابان امام در مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی به تحصن اعتراضی اقدام کنند.

لازم به ذکر است که در دوم اسفند ۱۳۸۵ اعتراضات بسیار گسترده ای در شهرهای تبریز٬ نقده (سولدوز)٬ اورمیه٬ زنجان٬ قوشاچای (میاندوآب)٬ اردبیل٬ قم٬ شبستر٬ خوی٬ مشکین شهر(خیاو) و ... صورت گرفت. در نتیجه این اعتراضات دست کم دویست نفر در شهرهای مختلف آذربایجان بازداشت و در محاکم قضایی به حبس، شلاق، جزای نقدی و ممنوعیت قلم محکوم شدند.

ادامه مطلب ...

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک:

گزارشی از چند زندانی عقیده در زندان اورمیه

فریدون مهدی پور
فعال سیاسی اهل اورمیه روز یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۶ به زندان اورمیه فرستاده شده است. وی قبلا نیز دوبار و حدود ۲ ماه در بازداشت اداره اطلاعات ارومیه بوده است.

فریدون مهدی پور طبق دو حکم صادره از دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی در بهمن ماه ۱۳۸۵ و شهریورماه ۱۳۸۶ به اتهامهای "اقدام عليه امنيت کشور و همكاری با گروهك تجزيه طلب آذربايجان جنوبی (پان تركيست)" و "توزیع اعلامیه و تبلیغ تجمع یکم خرداد سالروز اغتشاشات دوم خرداد سال ۱۳۸۵"٬ به سی و نه ماه و یک روز حبس محکوم شده٬ که ۹ ماه و یک روز حبس قطعی است و ۳۰ ماه آن به مدت ۴ سال تعلیق شده است .

این فعال سیاسی که به هنگام بازداشت در اول مهر ۱۳۸۵ و سوم خرداد ۱۳۸۶ تحت شکنجه مأموران اطلاعات قرار داشته است، با احتساب ایام این بازداشتها باید دست کم ۷ ماه زندان را تحمل کند.

مهدی پور بار اول در جريان تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اورميه که در اعتراض به ادامه تبعيض زبانی در ايران و عدم تدريس زبان ترکی در مدارس شهرهای مختلف آذربايجان برگزار شد، دستگير و بعد از حدود دوهفته بازجویی زیر شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه و آزادی به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی٬ از طرف شعبه سوم دادگاه انقلاب اورمیه (قاضي حسين زاده) به ۳۶ ماه حبس که ۳۰ ماه آن به مدت ۴ سال تعلیق می شود٬ محکوم گشت. این حکم در بهمن ماه ۱۳۸۵ از طرف شعبه ۱۰ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی تأیید شد. در حکم صادره برای فريدون مهدی پور٬ اتهامات وی اقدام عليه امنيت کشور و همكاری با گروهك تجزيه طلب آذربايجان جنوبی (پان تركيست) ذکر شده بود.

این فعال ۳۹ ساله روز سوم خرداد ۱۳۸۶ دو روز بعد از اعتراضات اول خرداد برای بار دوم دستگیر و پس از ۳۹ روز بازداشت (۱۸روز بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و ۲۱ روز بازداشت زندان مرکزی اورمیه) با قرار وثیقه آزاد شد. وی چند روز پس از آزادی از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی (قاضی یحیوی) به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در شهریورماه ۱۳۸۶ از طرف دادگاه تجدید نظر به سه ماه و یک روز حبس تقلیل یافت. دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی اتهام وی را به صورت "توزیع اعلامیه و تبلیغ تجمع یکم خرداد سالروز اغتشاشات دوم خرداد سال ۱۳۸۵" ذکر کرده است.

فریدون مهدی پور هم اکنون در بند ۱۲ زندان اورمیه به سر می برد. او متأهل و صاحب دو فرزند است.

همچنین طبق اخبار رسیده به کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ حجت ناصری فعال ۲۶ ساله حرکت ملی آذربایجان در اورمیه از اوائل دیماه ۱۳۸۶ در بند ۱۲ زندان اورمیه به سر می برد. حجت ناصری در اعتراضات خردادماه ۱۳۸۶ در اورمیه دستگیر و بعد از مدتی بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات و آزادی با قرار وثیقه٬ پس از محاکمه در دادگاه انقلاب ارومیه به ۴ ماه حبس محکوم شده بود و هم اکنون در حال سپری کردن دوره حبس می باشد.

از سوی دیگر هادی حمیدی شفیق دانشجوی تبریزی که از شب ۲۰ آذر در حبس به سر می برد و در دو حکم جداگانه جمعا به ۱۷ ماه حبس محکوم شده است٬ از طرف مسئولین زندان مرکزی اورمیه تحت فشارهای گوناگونی قرار می گیرد. این زندانی عقیده علیرغم گذراندن بیش از یک سال حبس در بند ۱۲ زندان مرکزی اورمیه تا کنون امکان استفاده از مرخصی نداشته و درخواست وی و خانواده اش جهت انتقال به شهر محل سکونتش تبریز بی جواب مانده است.

هادی حمیدی اخیرا به دلیل پیگیری حقوق ۴ زندانی عقیدتی زندان اورمیه به مدت یک هفته در انفرادی نگاه داشته شده است. سهندعلی محمدی٬ بخشعلی محمدی ٬ عباداله قاسمزاده و مهدی قاسمزاده چهار زندانی عقیدتی٬ از پیروان مسلک اهل حق (گورَنهای آذربایجان) و از اهالی روستای "اوچ تپه" قوشاچای (میاندوآب) بیش از سه سال است که در زندان اورمیه به سر می برند. این زندانیان به خاطر عقیده خود مدام مورد آزار مأمورین زندان قرار می گیرند.

حمیدی دانشجوی ۲۳ ساله معماری دانشگاه آزاد ارومیه اولین بار دراعتراضات بزرگ دوم خرداد ۱۳۸۵ در اورمیه که در اعتراض به چاپ کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران برگزار شده بود دستگیر شد. او پس از تحمل ۲۷ روز حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه همراه با شکنجه شدید به قید وثیقه ۶۰ میلیون تومانی آزاد و بعد از محاکمه به جرم شرکت در راهپیمایی غیر قانونی و اقدام علیه امنیت کشور به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد(آبانماه ۱۳۸۵).

هادی حمیدی شب بیستم آذر ۱۳۸۶ برای بار دوم دستگیر شده و به جرم فعالیت برای تشکیل حکومت پان ترکیستی به قصد تجزیه کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس تعزیری (بهمن ۱۳۸۵) و بعد از آن در نتیجه شکایت معاون دادستان عمومی و انقلاب اورمیه و به "جرم تهیه و داشتن سی دی با محتویات توهین به مقام معظم رهبری و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران" به هفت ماه حبس دیگر محکوم شد(خرداد ۱۳۸۶).

در نتیجه شکنجه این فعال آذربایجانی بعد از دستگیری دو انگشت دست او شکسته شده بود که به علت عدم برخورداری از مراقبتهای لازم تا ماهها بعد بهبود نیافته بود. او بعد از حبس از دانشگاه اخراج شده است.

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
۲۶ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۵ فوريه ۲۰۰٨ علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com

ادامه مطلب ...

محکومیت ما قضایی است یا سیاسی؟

عبدالعزیز عظیمی قدیم

محکومیت اخیر اینجانب در دادگاه ویژه روحانیت به اتهام پوشیدن لباس روحانیت و توجه برخی منابع خبری به این مسئله و تاکید دوستان و همفکران هویت طلب حقیر را بر آن داشت تا در این مورد نکاتی را به اطلاع دوستان و رسانه‌ها برسانم. ابتدا بهتر است در مورد محکومیت‌ها و محدودیت‌های قبلی اطلاعاتی ارائه شود. اینجانب ابتدا در سال هشتاد و سه شمسی در شهر اردبیل به اتهام درخواست مجوز و شرکت در تحصن اعتراض آمیز علیه سیاستهای ضد آذربایجانی حاکمیت بازداشت شدم. و بعد از چند مرحله بازداشت و بازجویی به اتهام شرکت در این تحصن که در مسجد قاراباغ (سرچشمه سابق) این شهر برگزار شد و همچنین نوشتن مقالاتی در مورد حقوق ملل غیر فارس ایران -که این مسئله را قبل از تحصن مطرح کرده بود- به دو محرومیت از اسکان و تبلیغ در استانهای آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل، زنجان محکوم شدم (ظاهرا دوستان استانهای قزوین و قم، همدان، و مرکزی را جزء شهرهای ترک نشین نمی‌دانستند!). این حکم مرداد ماه همان سال در دادسرای ویژه روحانیت تبریز توسط قاضی اسماعیلی که ظاهرا یکی از مقامات قضایی استان خراسان است صادر شد. در همین اثنا سازمان تبلیغات اسلامی نیز اینجانب را که در آن سازمان مشغول کار بود از کارم برکنار کرد.

از آنجا که این حکم را مغایر با آزادیهای سیاسی و شرعی خود میدانستم آن را قبول نکردم و به آن اعتراض نمودم. از آنسوی دادستانی تبریز نیز به حکم صادره اعتراض کرده و آن را مستدل و موافق با قانون ندانست. لکن اعتراضات کارساز نیفتاد و حکم در مرحله تجدید نظر نیز تایید گردید. با توجه به فشارهای شدید و تجسسها و حرکات ایذایی ماموران اطلاعاتی به همراه خانواده‌ام به شهر قم نقل مکان کردم. لیکن بعد از یکسان به اتهام شرکت در مراسم سالگرد مشروطه در طوبائیه تبریز بر سر مزار سالار ملی مرحوم باقرخان دستگیر و بازداشت شدیم و این بازداشت غیرقانونی و بدون محاکمه هشتاد روز طول کشید. در حین این بازداشت هشتاد روزه یک بار قاضی اسماعیلی برای محاکمه متهمین به تبریز آمد و پس از بازجویی و مشاهده فیلم مراسم سالگرد مشروطه و با اذعان به اینکه چیزی بر علیه متهم در فیلم وجود ندارد از دادسرا خواست که مدارک دیگری مهیا کند. این محاکمه در روزهای پنجاه و چندم بازداشت من بود، که بعد از این نیز به مدت حدودا یک ما بدون آنکه مدرک جرمی بر علیه من آماده کرده باشند در بازداشت ماندم و در نهایت با وثیقه آزاد شدم.

بعد از پایان بازداشت به قم و نزد خانواده آمدم. پس از مدتی فدراسیون آذربایجانیهای مقیم سوئد برای شرکت در مراسم سالگرد حکومت ملی آذربایجان در آن کشور و کشور آلمان مرا به انجا دعوت کردند. بعد از بازگشت از این سفر بلافاصله در دادگاه محاکمه شدم. و نتیجه این دادگاه صدور احکام بسیار سنگین حکومتی و سیاسی به شرح ذیل بود:

- یکسال حبس تعزیزیٰ به اتهام شرکت در مراسم سالگزد حکومت ملی در سوئد؛ تعبیر قاضی از این مراسم چنین بود: تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام.

- سه ماه و یک روز حبس تعزیری به اتهام عدم تمکین حکم قبلی (منظور از حکم قبلی همان عدم اسکان در شهرهای آذربایجان بود.)

- ده سال محرومیت از پوشیدن لباس روحانیت به اتهام هتک حیثیت روحانیت!

- پنج سال محرومیت از اسکان تبلیغ در استانهای فوق الذکر

این احکام سنگین در دادگاه تجدید نظر تهران نیز تایید گردید. آقای رهبرپور قاضی تجدید نظر و مستشاران وی نه تنها از شدت این حکم نکاستند بلکه با وارد کردن اتهامی دیگر مبنی بر عضویت در گروهک غیرقانونی پان ترکیسم حکم قبلی را تایید کرد.

در این مدت هرگز اجازه ندادند به صورت آزادانه برای خود وکیل انتخاب کنم و هر بار چنین درخواستی کردم چند وکیل تسخیری مورد تایید خود را معرفی کردند، آنها نیز وکالت اینجانب را قبول نکردند و حتی در یک مورد که خود دادگاه برای قانونی جلوه دادن محاکمه یکی از وکلای تسخیری را راضی کرده بود تا وکالت مرا قبول کند. ایشان نیز پس از مطالعه و اندکی صحبت با اینجانب امضای خود را قلم زده و از قبول وکالت منصرف شد.

حکم فعلی ( یکسال حبس تعزیری) بدون اطلاع قبلی و اجازه دادگاه مبنی بر استفاده از وکیل و تنها به واسطه یک احضار که میتوانست جهت بازجویی مقدماتی و تفهیم اتهام نیز باشد، صادر شد و اینجانب هیچ اطلاعی در مورد جلسه محاکمه نشدم و به یکبار با احضار دادگاه در مقابل قاضی بهرامی و سوالات وی قرار گرفتم. بعد از امضاء اظهاراتم که بسیار خلاصه توسط خود قاضی نوشته میشد به من اطلاع داده شد که این آخرین دفاع شما بود و طی چند روز آینده رای قاضی صادر خواهد شد.

حال چند روز پیش این حکم صادر شد. خود این حکم نیز نه تنها از نگاه حقوقدان بلکه حتی از دید یک انسان عادی نیز مخدوش است. اتهام هتک حیثیت روحانیت اتهام کلی و اجمالی است که مصادیق آن از طرف دادگاه روشن نشده است. اتهامات و مصادیقی که به واسطه آن اینجانب را به هتک جیثیت روحانیت متهم و به تبع آن به خلع لباس محکوم کرده اند از منظر افراد جامعه نمیتواند از مصادیق هتک حیثیت روحانیت باشد. همانطور که سایر جرمهای سیاسی منوط به تشخیص عرف جامعه و هئیت منصفه است. در قوانین جوامع دموکراتیک و حتی اصل 168 قانون اساسی ایران نیز به این مسئله اشاره شده است. طبق این اصل باید دادگاه اتهامات سیاسی همانند اتهامات مطبوعاتی باید علنی و با حضور هئیت منصفه برگزار شود. این به جهت آن است که قاضی نتواند برداشت خود را عین حقیقت پنداشته و فعالیتهای سیاسی کسی را صرفا به تشخیص خود یا به سفارش افراد و جریانات پشت پرده جرم پنداشته و بر اساس آن حکم دهد.

اینجانب مکررا مصرانه از دادگاه میخواستم که جلسات محاکمه اینجانب را طبق اصل 168 قانون اساسی علنی و با حضور هئیت منصفه برگزار نماید که هر گز به این درخواست قانونی من توجه نشد.

آخرین عذری که برای توجیه این مسئله توسط قاضی آورده شد و در پرونده نیز درج شده است، این است که جرم سیاسی هنوز در کشور ما تفسیر نشده است.

ضمنا در این حکم اخیر یک اشتباه فاحش در مورد سوابق محکومیت اینجانب درج شده است. بدین توضیح که در حکم سنگین دادگاه تبریز به اتهام عدم رعایت حکم ممنوعیت اسکان و تبلیغ در آذربایجان به سه ما ه ویک روز حبس تعزیری محکوم شده بودم، اما در این حکم اخیر آمده است که گویا بنده قبلا به جهت عدم رعایت خلع لباس به این مدت زمان حبس محکوم شده‌ام و اکنون دومین بار است که به خاطر پوشیدن لباس محاکمه میشود.

آیا قاضی محترم وقت مطالعه دقیق پرونده قضایی اینجانب را نداشته است و یا اصلا ایشان پرونده را مطالعه نکرده و تنها با توصیه و راهنمایی‌های افراد دیگر این حکم را صادر و شاید هم فقط امضا کرده باشد.

و السلام علیکم و رحمه الله
عبدالعزیز عظیمی قدیم

ادامه مطلب ...

گزارش سالیانه گزارشگران بدون مرز در مورد وضعیت ایران در سال2007

رهبران ايران در سال گذشته نيز متهم کردن مطبوعات مستقل وغير وابسته به نظام را به "وابستگي" به امريکا و يا اروپا متوقف نکردند. اين پرونده سازی که امری منحصر به فرد نيست، در خدمت محکوم به زندان کردن در دادگاه های ناعادلانه و فرمايشي ست. در سال ٢٠٠٧ روزنامه نگاران ايران در تهران و يا در کردستان با ده ها مورد دستگيری، محکوميت و توقيف مطبوعات، هزينه سنگيني را متحمل شدند .

در سال ٢٠٠٧ رئيس جمهوری اسلامي ايران محمود احمدی نژاد با حملات اتهام گونه عليه کشورهای غربي فضای رسانه ای جهان را اشغال کرد و " مسئله اتمي" که آن را " بزرگترين مبارزه کشور" ناميده بود به عرصه اصلي تاخت و تاز خود بدل کرد. اين امر به رئيس دولت اجازه داد تا مهمترين تنش های بر آمده از معضلات اقتصادی و اجتماعي جامعه ايران را دور زند. درچارچوب آزادی های نمايشي و محدود برای جناح های حاکم نيز بسياری از روزنامه نگاران حمايت شده از سوی جناح های تندرو در مقالات خود وی را مورد انتقاد قرار دادند. اين مطبوعات هم چنين مخالفت خود را با سياست های دولت بيان کردند. در عوض روزنامه نگاران مستقل که به ابراز نظر خود پرداختند به پرداخت هزينه ای سنگين برای صراحت بيان خود مجبور شدند. در سال ٢٠٠٧ جمهوری اسلامي ايران هم چنان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه بود. در اول ژانويه ٢٠٠٨ (١١ دی ماه ١٣٨٦ ) ده روزنامه نگار در زندان بسر مي بردند.

رئيس جمهور احمدی نژاد در سفرهای متعدد خود به خارج از کشور و هر گاه که در باره ی نقض حقوق بشر و محکوميت زندانيان عقيدتي و اقليت های مذهبي، قومي و جنسي مورد سوال قرار مي گرفت تکرار مي کرد " مردم ايران آزاد ترين مردم دنيا هستند" اين در حالي ست که تضعيقات شمارش شده در سال ٢٠٠٧ نشانگر سخت گيری و تشديد سرکوب عليه روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر است. برگزاری انتخابات هشتيمن دوره مجلس شورای اسلامي در اسفند ماه سال جاری ( مارس ٢٠٠٨) آغازگر دوره تازه ای از تشديد نقض آزادی اطلاع رساني است. در آخرين کارزار انتخاباتي در سال ٢٠٠٤ بسياری از روزنامه ها و سايت های اينترنتي اصلاح طلبان توقيف شدند.

يک روزنامه نگار محکوم به اعدام

در ايران مجازات اعدام هنوز لغو نشده است و در طي سال گذشته صدها نفر اعدام شده اند. عدنان حسن پور ٢٥ ساله روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاريخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ و هيوا بوتيمار ٢۹ ساله همکار نشريه انجمن زيست محيطي سبزچيا، به ترتيب در تاريخ ٥ دی ماه و ٥ بهمن ١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي"، " جاسوسي" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شدند، ٢٦ تيرماه حکم صادره به خانواده و يکي از وکلاي آنها آقای سيروان هوشمندی ابلاغ شد. ديوان عالي کشور پس از بررسي پرونده در تاريخ ٣٠ مهر ماه حکم اعدام عدنان حسن پور را تائيد و حکم اعدام عبدالواحد (هيوا) بوتيمار را نقض کرده است. به عدنان حسن پور " اتهاماتي" چون "جاسوسی، در اختيار گذاشتن مشخصات مراکز نظامی به اشخاص حقيقی و حقوقی غيرصالح و نيز عبور دادن متهمان اهواز از مرز مريوان و ارتباط با شخصی در وزارت امور خارجه‌ی آمريکا" وارد شده است. تغيير محکوميت هيوا بوتيمار هنوز رسما از سوی مسئولان قضايي مورد تائيد قرار نگرفته است.

تشديد فشار بر رسانه ها

در سال ٢٠٠٧ بيش از پنجاه روزنامه نگار تحت تعقيب قضايي قرار گرفته اند. اين تهديدات قضايي اضافه بر اعمال فشارهای اقتصادی و اداری است که برای مطبوعات غير دولتي و مخالف با جناح دولت وارد مي شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که به اصطلاح مسئوليت اداره و گسترش مطبوعات را دارد خود بيش از چهار نشريه را پيش از انتشار توقيف کرده است. ده ها نشريه ديگر نيز چون شرق و يا مدرسه نيز "توقيف موقت" شدند که پرونده آنها از سوی هيات نظارت بر مطبوعات به دادگاه ارسال شده است. سايت های اطلاع رساني بر روی اينترت از سانسور مستثنا نشده اند، ايران دارای بيشترين تعداد وب نگاران معترض در خاورميانه است و به همين ميزان، خطر سانسور آنها را تهديد مي کند. امسال نيز ده ها سايت اطلاع رساني قرباني سانسور شدند.

هفته نامه کرفتو نمونه ای روشن از سياست سرکوب مطبوعات از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. اين هفته نامه در تاريخ ٨ دی ماه از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به علت " عدم انتشار منظم" لغو شد. اين تصميم در حالي اتخاذ شد که فقط بيست و سه روز از تاريخ انتشار آخرين شماره اين نشريه گذشته بود و قانون در اين موارد مهلتي نه ماهه برای نشريه در نظر گرفته است. هفته نامه کرفتو ٦٢ شماره منتشر کرده بود اما بارها از سوی مقامات امنيتي در انتشار آن اخلال ايجاد مي شد. تحريريه اين نشريه ماه ها تحت فشار قرار داشت، و دو روزنامه نگار اين هفته نامه در زندان بسر مي بردند. اکو کرد نسب در روز ٣٠ تيرماه دستگير شد. در ١۹ شهريور ماه وی در پشت درهای بسته محاکمه و در ٣١ شهريور ماه به سه سال زندان برای "جاسوسي" محکوم شد اما ۲۲ آبان اعلام شد که دادگاه تجديد نظر استان کردستان حكم سه سال زندان وی را به شش ماه كاهش داده است.( آکو کرد نسب در تاريخ ٢٧ دی ماه _ ١٧ ژانويه ٢٠٠٨ _ در پايان دوره محکوميت خود از زندان آزاد شد.) کاوه جوانمرد از روز ٢٦ آذر ماه ١٣٨٥ در زندان بسر مي برد. اين روزنامه نگار هفته نامه کرفتو در تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه سال جاری از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در دادگاهي غير علني به دو سال زندان محکوم شد. وی در تاريخ ٨ دی ماه برای گذراندن مدت تبعيد حکم خود به زندان مراغه انتقال يافته است.

همچنين در کردستان سه سال پس از توقيف هفته نامه پيام مردم کردستان، مدير مسئول آن محمد صديق کبودوند در تيرماه ١٣٨٦ بازداشت و به زندان اوين انتقال يافت. در شهريورماه ۱۳۸۴ حکم محکوميت محمد صديق کبودوند از سوی دادگاه تجديدنظر استان كردستان تائيد و اين روزنامه نگار به اتهاماتي چون « نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي» به يك سال حبس تعزيري، پنج سال محروميت از شغل روزنامه‌‏نگاري محکوم شده بود. محمد صديق کبودوند با همکاری برخي روزنامه نگاران از دو سال پيش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را تاسيس کرده است که سايت اطلاع رساني آن بارها از سوی مقامات ايران مسدود شده است. اين روزنامه نگار شديدا از سوی مقامات امنيتي برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هایی نادرست" تحت فشارهای روحی و جسمي قراردارد. همکار ديگر اين هفته نامه توقيف شده اجلال قوامي در ١۹ خرداد ماه از سوی شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج به سه سال زندان محکوم شد و در تاريخ ١٨ تيرماه پس از احضار به دادگاه دستگير و روانه زندان شد. اين روزنامه نگار در سال ٨٤ و در زندان مبتلا به عفونت چشم شد و تا پيش از دستگيری اش در تيرماه سال جاری تحت درمان قرار داشت.( اجلال قوامي از ٥ دی ماه در مرخصي استعلاجي بسر مي برد)

در تهران اغلب روزنامه نگاران دستگير شده در سلول های انفرادی بند امنيتي ٢٠٩ که تحت نظر وزارت اطلاعات است، نگاهداری مي شوند. اين زندانيان که معمولا تحت فشار ها ی روحي و جسمي شديد قرار مي گيرند، برای دسترسي به درمان پزشکي در مضيقه قرار دارند. عمادالدين باقي روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر در تاريخ ٥ دی ماه و در پي دو حمله قلبي از زندان اوين به بيمارستان قمر بني هاشم تهران انتقال يافته بود. علت اصلي اين عارضه مجموعه فشارهايي بود که روزنامه نگار در طي مدت بازداشت و بازجويي و فضای بند ٢٠٩ متحمل شد. اما فقط يک شب را در بيمارستان گذراند، در تاريخ ٢٨ دی ماه و در اثر عارضه قلبي اين روزنامه نگار مجددا به بيمارستان مدرس انتقال يافت. ريیس قوه قضائیه آيت اله محمود هاشمي شاهرودی و رئيس زندان اوين با مرخصي استعلاجي يک ماهه وی موافقت کردند.

از سوی ديگر سعيد متين پور برای دومين بار از زندان اداره اطلاعات زنجان به زندان اوين انتقال يافته است. روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاريخ ٥ خرداد ماه در زنجان دستگير شد، به مدت دوماه در زندان اطلاعات اين شهر تحت فشار و بازجويي قرار داشت و سپس به بند ٢٠۹ زندان اوين انتقال يافت، دو ماه بعد اين روزنامه نگار به زندان شهر زنجان بازگرداننده شد و از تاريخ ١٣ آذر مجدا به زندان اوين منتقل شده است. اتهامات اين روزنامه نگار " اقدام عليه امنيت ملي " و " همکاری با بيگانگان" اعلام شده است. و برای وی قرار وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني صادر شده است که خانواده امکان پرداخت چنين مبلغي را ندارد.

زنان در تير رس سرکوب

اينترنت در سال گذشته به فضايي برای ادامه مبارزه جنبش دفاع از حقوق زنان بدل شد. فعالان فمينيست، در مقابل رژيم سخت گيری چون جمهوری اسلامي عليه تبعيض و برای بهرمند شدن از حقوق برابر در قوانين اساسي جمهوری اسلامي تلاش مي کنند.

مريم حسين خواه ٣٢ ساله و جلوه جواهری ٣٠ ساله روزنامه نگاران و وب نگاران فمينيست، اعضای تحريریه سايت های زنستان و تغيير برای برابری از سوی دادسرای ویژه امنیت تهران، با اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در زنستان و تغيير برای برابری " به ترتيب در تاريخ ٢٧ آبان و ١٠ آذر دستگير شدند. برای آزادی موقت آنها وثيقه سنگيني ١٠٠ و ٥٠ ميليون توماني تعيين شده بود. (مريم حسين خواه و جلوه جواهری روز ١٢ دی ماه - ٣ ژانويه ٢٠٠٨ - با سپردن ٥ ميليون وثيقه از زندان اوين آزاد شدند.)

در تاريخ ١٣ اسفند ١٣٨٥ماموران نيروی انتظامي به تجمع مسالمت آميز ده ها تن از فعالان جنبش زنان در اعتراض به محاکمه ی ٥ تن از همياران خود، در برابر دادگاه انقلاب اسلامي تهران حمله و ٣٤ نفر از فعالان و روزنامه نگاران حاضر در محل را دستگير کردند. در ميان دستگير شدگان ٢٢ روزنامه نگار و وب نگار وجود داشت از جمله ژيلا بني يعقوب که به هنگام پوشش خبری تجمع مسالمت آميز دستگير شده بود. اين روزنامه نگار پس از آزادی با انتشار دو گزارش از رفتار زندان بانان در بند ٢٠٩ و چگونگي بازجويي های شبانه و تحقير و توهين به فعالان زن پرده بر داشت. دستگاه قضايي تعدادی از اين فعالان را به احکام زندان و شلاق محکوم کرده است و تعدادی ديگر در انتظار محاکمه بسر مي برند.

در سال ٢٠٠٧ دو روزنامه نگار دارای مليت دو گانه برای ماه ها در ايران عليرغم تمايل خود نگاه داشته شدند. پرناز عظيما خبرنگار ايراني تبار دارای تابعيت امريکا در تاريخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ به هنگام ورود به خاک ايران در فرودگاه مورد بازپرسي قرار گرفته و گذرنامه اش نيز توسط ماموران امنيتي ضبط شد. خانم عظيما برای عيادت از مادر بيمار خود به کشورش سفر کرده بود. يکشنبه ۲۰ خرداد، دستگاه قضايي علی رغم سپردن وثيقه ای ۵۵۰ ميليون توماني از استرداد گذرنامه خوداری و برای وی به اتهام «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامي» قرار مجرميت صادر شد. پرناز عظيما بارها برای بازجويي احضار و مقامات امنيتي وی را برای "همکاری" تحت فشار قرار داد بودند. دوشنبه ١٢ شهريور ماه ١٣٨٦ خبرنگار راديو فردا از سوی مقامات وزارت اطلاعات احضار و به ايشان اطلاع داده شد که مي توانند گذرنامه خود را دريافت و از ايران خارج شود. مقامات قضايي اعلام کرده اند که پرونده اين خبرنگار در دادگاه "مفتوح" است. پرناز عظيما، روز سه شنبه ۲۷ شهريور ايران را ترک کرد.

مهرنوش سلوکي مستند ساز ايراني تبار دارای تابعيت فرانسه و دانشجوی رشته ی روزنامه نگاری در تاريخ ١٤ آذر ماه برای تهيه گزارشي از رويدادهای پس از پايان جنگ هشت ساله ايران و عراق، وارد ايران شد. عليرغم طي مراحل قانوني کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برای تهيه گزارش خود، در تاريخ ٢٨ بهمن ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامي در خيابان دستگير شد. منزل پدر ايشان مورد بازرسي و همه ی مدارک، دست نوشته ها و نوارهای فليمي که از خانواده های قربانيان خشونت های دهه شصت تهيه کرده بود، توسط ماموران مصادره شدند. ايشان به مدت يک ماه در بند ٢٠۹ زندان اوين در بازداشت و در تاريخ ٢٨ اسفند ماه با سپردن صد ميليون تومان وثيقه آزاد شده است. در بعد از آزادی نيز مهرنوش سلوکي بارها از سوی مقامات امنيتي احضار و مورد بازجويي و تهديد قرار گرفت. وی از سوی جمهوری اسلامي به "ساخت فیلم تبلیغی علیه نظام" متهم شده بود. در تاريخ ٢٨ دی ماه و در بعد از برگزاری دادگاه دوم و باز پس دادن وثيقه سنگين صد میلیون تومانی و گذرنامه اش از سوی دادگاه موفق به ترک ايران شد.

اخراج روزنامه نگاران از ايران

در طي سال ٢٠٠٧ رسما دو روزنامه نگار از ايران اخراج شدند. در دی ماه رابرت تيت خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين، پس از سه سال فعاليت در ايران با عدم تمديد اجازه اقامت و کارش اخراج شد. علت اخراج اين روزنامه نگار رسما از سوی مقامات ايراني اعلام نشده است. اما وی به دليل انتشار مقالاتي انتقادی به ويژه در باره وضعيت دستگيری دانشجويان مورد غضب قرار گرفته بود. انگس مک دووال، روزنامه نگار روزنامه انگليسي اندیپندنت، نيز تير ماه گذشته پس از آنکه مدارک اقامتش تمديد نشد، مجبور به ترک ايران شد. دولت ايران براي اخراج مک دووال نيز توضيحي نداد.

http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16461

ادامه مطلب ...

فعال حرکت ملی آذربایجان در زندان ارومیه

دوشنبه ۲۲ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۱ فوريه ۲۰۰٨

اورمونیوز:
طبق اخبار رسیده حجت ناصری فعال ۲۶ ساله حرکت ملی آذربایجان در اورمیه از حدود چهل روز قبل در زندان ارومیه به سر می برد.

حجت ناصری در اعتراضات خردادماه ۱۳۸۶ در اورمیه دستگیر و بعد از مدتی بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه با قرار وثیقه آزاد شده بود. او بعد از محاکمه در دادگاه انقلاب ارومیه به ۴ ماه حبس محکوم شده بود و هم اکنون در حال سپری کردن دوره حبس می باشد.

ادامه مطلب ...